|
و سر انجام روز قدس هم گذشت، مردم چون همیشه در صحنه بودند اما اینبار به گونه ای متفاوت!دیگر ندای مرگ بر آمریکا چون گذشته نه در در دهان می چرخد و نه به شنیده ها چندان آشناست،قدس تبدیل به صحنه ی محکومیت تمام عیار رژیم مسکو و روسهای موذی شد،گوئی ایرانیان دشمن واقعی خویش را شناخته اند،دشمن "نان به نرخ روز خوری" که تاریخ ایران از اشاره به وجود پر رنگ آن در بطن خویش شرمسار است و بر جفاها و استعمار های سرخ و سفید آن خون گریه می کند!جماعت مرموزی که همواره و از زمان قاجار تا امروز بر طبل دوستی با ملت ایران و دولتمردان آن کوبیده اند و چه جالب که همواره نیز آن را نقض می کنند!
نمی خواهم احساسی بنویسم و فرضا بگویم که دیدید در روز قدس ملت ایران چگونه بار دیگر به دولت مشکوک روی کار "نه" گفت،چرا که می دانم از همه چیز بهتر از من آگاهید،چرا که می دانم که نه چرندیات مضحک فارس نیوز و ایرنا و نه ظاهرسازی های ناشیانه ی رسانه ی دولتی(و صد البته که ضد ملی) نتوانست حقیقت باخت تمام عیار دولت در روز قدس را کتمان کند.اینچنین بود که فارس نیوز و ایرنا بر خلاف سالهای قبل که دائما از حضور پرشور ملت "ظلم ستیز ایران" در اینجا و آنجای کشور گزارش و تصویر ارائه می کردند،امسال بیشتر به انعکاس نظر فلانی و فلانی از الزام و وجوب شرکت در مراسم روز قدس بسنده کردند.رسانه ی ضد ملی نیز که دید گند کار "بد" بالا زده به نوعی و در قالب گزارش از وجود گروهی کوچک! و اغتشاشگر خواه ناخواه اعتراف کرد که نه بابا!انگار خبرهائی هم بوده که اهمیت گذر از فیلتر یک سو نگر و سانسور گر صدا و سیمای ایران را هم داشته باشد.فارس نیوز و ایرنا و صدا و سیما این جمعیت اغتشاشگر را پانصد تن و فردای آن روز کیهان جمعیت را 3 هزار نفر گزارش می کند و من در این فکر بودم که وقتی "کیهان" بگوید دولت سه هزار مخالف دارد دیگر اصل جمعیت چند تاست!
اگر به صدا و سیما اعتماد کامل دارید و خصمانه و متعصبانه بر این اعتماد خویش نیز مُصرید که هیچ!پیشنهاد می کنم در این صورت باقی عرایض را نخوانید!ولی اگر اینطور نیست و دستی هم در دنیای اینترنت و البته خرده وجدان و منطقی هم در وجود دارید خواهید دید که ایرانیان و نیز افکار عمومی جهان چه برداشتی از روز قدس در ایران داشته و کدام شاخصه ی بارز را شایسته ی انعکاس دانسته اند!مرگ بر آمریکا گفتن ها را یا خرمن سبزی که تهران را پوشانده بود؟
آری!در این بین تنها همان رسانه ی دولتی بود که آگاهانه آخرین زور ها را جهت کتمان حقیقت زد و با ارائه ی تصاویری عموما بی صدا و نماها و کادرهای یا خیلی نزدیک و یا خیلی دور سرافرازی ملت ایران را در بوق و کرنا و مصادره به مطلوب کرد و جالب آنکه خودش هم دیگر پی اش را نگرفت!آری ملت ایران دگرباره سر افراز شد ولی با معیار هائی کاملا متفاوت!ایرانیان با آگاهی و شجاعت خود بار دیگر بر اصالت ظلم ستیز و صلح طلب خویش بدور از آشوب و جنجال،خواستهای مدنی خویش را موقرانه مطرح کرده و ناگزیر با آفرینش حضوری که "نمی خواستند" باشد، در یک کلام رخت عزا بر تن دولت نموده و رنگ این جامه را با قلوب و وجود سبز خویش آراستند!برای نمونه این سه قطعه ی کوتاه را دانلود کنید:
دانلود
دانلود
دانلود
اینها فقط چند نمونه ی ساده بود!
اما....
مگر نه اینکه تنها سه ماه از عمر این دولت با این همه مصیبت و چالش سپری شده؟حال سوال اینجاست که پس باقی راه را چگونه خواهد سپرد؟با نگاهی گذرا به تاریخ سی ساله ی انقلاب در می یابیم که تا کنون دولتی با چنین چالشهای پی در پی ای مواجه نشده و بدین حد آسیب پذیر نبوده است،کار بدانجا رسیده که امروز و خصوصا پس از روز قدس افکار عمومی افتادن برگ از درخت را نیز به ضعف سیستم نسبت می دهند و خود خوب می دانید که این اصلا نشانه ی خوبی نیست!برای مثال عدم پخش مستقیم بازی استقلال و استیل آذین چیزی نیست که به آن اشاره کنم ولی رسانه ی دولت چنان زیر بار گمانه زنی ها له شد که فردای آن روز خود ناچار به توضیح مفصل و متفاوت تر نسبت به مسائل مشابه پیشین می پردازد!حال به این کار نداریم که واقعا چرا بازی به شکل مستقیم پخش نشد.
آنچه از مشاهدات و مستندات بر می آید موضع داخلی و بین المللی دولت به شدت متزلزل و وخیم است که به دنبال خود نظام را نیز به چالشی ترسناک کشانده است،شاید رئیس این دولت مشکوک،نخستین کسی باشد که بهای بودنش در راس،اینچنین برای همگان گزاف تمام شده باشد.
حال نیویورک و ایرانیان سراسر جهان انتظار رئیس ظاهری دولت ایران را می کشند تا در سازمان ملل ایراد نطق کند،هتل ها یک به یک از پذیرفتن وی سر باز می زنند،مراسم به یمن حضور! او یک به یک لغو می شوند و اینجاست که شما می توانید تماما به نماینده ی ظاهریتان و وجهه ی بین المللی اش ببالید!آن طور که از شواهد و اخبار بر می آید رئیس دولت در نیویورک دقائق را چندان آسوده سپری نخواهد کرد و به قول خودش گویا آنجا برایش تدارک ها دیده اند!
آنچه از نظر والایتان گذشت به هیچ عنوان کوششی برای اثبات چربش این یا آن در روز قدس نبود چرا که معتقدم همگان دیدنی ها را دیدند و حتی آنان که "نمی بایست" و حتی در باورشان نیز نمی گنجید هم با حقیقت روبرو شدند.دیگر گذشت آن زمان که بگوئیم همه چیز بر روال عادی پیش می رود و سرای گل و بلبلمان در آرامش است،دیگر گذشت آن زمان که معترضین را اجیر شده بنامیم و آنان را "عده" و "گروهک" خطاب کنیم،در رسانه ی دولتی پایکوبی کنیم ولی در آن سو اینترنت را قطع کنیم و حتی Yahoo را هم فیلتر کنیم،بلاگفای مزدور سرویس خدمات را از کار بیندازد و امثال اینها،اینها فقط یک دلیل دارد و آن وحشت از افشای حقایق است،وحشتی که هر آنقدر که در فرونشاندن آتشش تلاش شود بیشتر زمین گیر خواهد کرد.
آنان که در روز قدس تهران را سبزگون کردند همان "ملت" ایران بودند و پیام اصلیشان نیز این بود که جنایت و غصب در جای جای جهان محکوم است،چه در اینجا و چه در غزه ی ستم زده و من ندانستم که واقعا آن 63 درصد کجا بودند،زمانی که فریاد نه غزه نه لبنان جانم فدای ایراان،مرگ بر روسیه و مرگ بر چین و چندین شعار دیگر تهران را میلرزاند و هر فریاد غیر خودی را می بلعید و در هم می پیچید و حتی اثری از آن 63 درصد در اطراف وانت حامل بلندگو و مرد بلندگو به دست هم نبود تا آن مرد بی نوا خواه ناخواه به اسباب تحقق اهداف سبز مردم تبدیل نشود.تصاویری که از گردهمائی غالب مردم در روز قدس در جهان منتشر شد با آنچه صدا و سیما نشان داد اساسا از نوع و طیف متفاوت بود،رسانه ی دولتی بالگرد داشت،اینها نداشتند،رسانه ی دولتی مجهز به انواع و اقسام تجهیزات خبر رسانی بود،اینها نبودند،رسانه ی دولتی "مجاز" به نشر هر انچه می خواست بود،اینها نبودند وتازه با این اوصاف بود که دولت تا بن دندان مسلح باز هم عرصه را اینچنین باخت.
در آخر همیشه به یاد داشته باشید که:
در مملکتی که فقط دولت حق حرف زدن دارد، "هیچ" حرفی را باور نکنید.
خواندنی ها
|